سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل ) ( مترجم : سيد محمد كاظم امام )

9

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى )

و از جمله دلائل ديگر بر آنكه : رجال نامدارى كه پدران يا نياكان ايشان بنام هاى لاتينى مشهور مىباشند اصلا از نژاد مردم اسپانيا بوده‌اند اين است كه : مىبينيم كتابهائى كه ترجمهء احوال اين شخصيتها را نوشته‌اند بيش از دو يا سه نام عربى از دودمان او را بدست نمىدهند ، با اينكه بعضى از اين رجال از معاريف قرن چهارم يا پنجم مىباشند ، درحالىكه همان كتابها سلسلهء نسب بعضى از دانشمندان عربىنژاد را به شش تا هفت و گاهى هم بيشتر مىرسانند ، زيرا بزرگان عرب در حفظ حسب و نسب و نام پدران و دودمان خود توجه خاصى مبذول مىداشته‌اند . همهء مآخذى كه ترجمهء احوال ابن جلجل را ذكر كرده‌اند ، جز مختصرى از تاريخچهء زندگانى و دوران تحصيل و استادان او ياد نكرده‌اند ، و در هيچ‌يك از مآخذ : تاريخ وفات و ولادت او مذكور نيست ، تنها و يگانه مرجعى كه تاريخچهء مبسوط زندگانى ابن جلجل را ياد كرده است : كتاب تكملهء ابن الابار مىباشد ، تا آنجائىكه اطلاع دارم اين جامع‌ترين و كامل‌ترين ترجمهء احوال ابن جلجل است كه مشتمل بر تاريخچهء دوران تحصيل ، اسامى استادان و شاگردان و تاريخ ولادت او - تنها تاريخ ولادت - مىباشد ، بار ديگر ضمن گفتگو از تاريخچهء زندگانى ابن جلجل كه خودش نوشته است ، از ترجمهء كه در تكملهء ابن الابار آمده سخن رانده مىشود . ابن ابى اصيبعه تاريخچهء زندگانى ابن جلجل را بسيار كوتاه نگاشته ، اما عبارتى را از مقدمهء كتاب : « تفسير كتاب الحشائش ديسقوريدس » - تأليف خود ابن جلجل - نقل كرده است ، كه از نظر تاريخى اهميت بسزائى در بر دارد ، زيرا بعضى از نواحى مجهول و تاريك تاريخ زندگانى فرهنگى او را روشن نموده ، معلوم مىدارد كه وى در كارهاى ترجمهء كتب علمى به زبان عربى در آن عصر ( در اندلس ) با ديگر دانشمندان و مترجمان انباز بوده است . اين سند گرانبها كه بوسيلهء ابن ابى اصيبعه بدست ما رسيده ، بسى شايان توجه مىباشد ، به همين جهت دانشمندان عصر حاضر ، بويژه دو تن از خاورشناسان اعنى : دىساسى ، و لوكلير آن را مورد بحث و تحقيق قرار داده‌اند .